تبليغاتX
حاج احمد کجایی؟بیا.آقا تنهاست

به نام خدا

 

 

رفته بودم کربلا...

 

+ نوشته شده در  شنبه بیست و هشتم فروردین 1389ساعت 13:53  توسط فدایی آقا  | 

بسم رب روح الله

یوم الله ۲۲ بهمن بر امام زمان(عج)-نائب بر حقش«مقام معظم رهبری»وملت ولایی ایران مبارک.

 

 

به خواص توصیه میکنم بار دیگر وصیتنامه امام راحل را ورق بزنند و در آن تامل کنند...

 

 

 

دوستان گرامی خواهشمندم ادامه مطلب را با دقت مطالعه کنید.یا علی

 

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه هجدهم بهمن 1388ساعت 14:12  توسط فدایی آقا  | 

ان الله اشتری من المومنین

 

دومین وصیت نامه سردار.......



به نام خدا
نامی كه هرگز از وجودم دور نیست و پیوسته با یادش آرزوی وصالش را در سر داشتم.
سلام بر حسین(ع) سالار شهیدان اسوه و اسطوره بشریت.
مادر گرامی و همسر مهربانم پدر و برادران عزیزم!
درود خدا بر شما باد كه هرگز مانع حركتم در راه خدا نشدید.چقدر شماها صبورید.خودتان می دانید كه من چقدر به شهیدان عشق می ورزیدم غنچه هایی كه(كبوترانی كه)همیشه در حال پرواز به سوی ملكوت اعلایند.الگو و اسوه هایی كه معتقد به دادن جان برای گرفتن بقا (بقا و حیات ابدی)و نزدیكی با خدای چرا كه «ان الله اشتری من المومنین».
من نیز در پوست خود نمی گنجم.گمشده ای دارم و خویشتن را در قفس محبوس می بینم و می خواهم از قفس به در آیم.سیمهای خاردار مانعند.من از دنیای ظاهر فریب مادیات و همه آنچه كه از خدا بازم می دارد متنفرم(هوای نفس شیطان درون و خالص نشدن)
در طول جنگ برادرانی كه در عملیات شهید می شدند از قبل سیمایشان روحانی و نورانی می شد و هر بی طرفی احساس می كرد كه نوبت شهادت آن برادر فرا رسیده است.
عزیزانم!این بار دوم است كه وصیت نامه می نویسم ولی لیاقت ندارم و معلوم است كه هنوز در بند اسارتم هنوز خالص نشده ام و آلوده ام.
از شروع انقلاب در این راه افتادم و پس از پیروزی انقلاب نیز سپاه را پناهگاه خوبی برای مبارزه یافتم ابتدا در گیری با ضد انقلاب و خوانین در منطقه شهرضا (قمشه)و سمیرم سپس شركت در خوزستان و جریان كروهك ها در خرمشهر پس از آن سفر به سیستان و بلوچستان (چابهار و كنارك)و بعدا حركت به طرف كردستان دقیقا دو سال در كردستان هستم .مثل این است كه دیگر جنگ با من عجین شده است.
خداوند تا كنون لطف زیادی به این سراپا گنه كرده و توفیق مبارزه در راهش را نصیبم كرده است.اكنون من می روم با دنیایی انتظار انتظار وصال و رسیدن به معشوق.ای عزیزان من توجه كنید:
*1-اگر خداوند فرزندی نصیبم كرد با اینكه نتوانستم در طول دورانی كه همسر انتخاب كردم حتی یك هفته خانه باشم دلم می خواهد او را علی وار تربیت كنید.
همسرم انسان فوق العاده ایست او صبور است و به زینب عشق می ورزد او از تربیت كردن صحیح فرزندم لذت خواهد برد چون راهش را پیدا كرده است .اگر پسر به دنیا آورد اسم او را مهدی و اگر دختر به دنیا آورد اسم او را مریم بگذارید.چون همسرم از این اسم خوشش می آید.
*2-امام مظهر صفا پاكی و خلوص و دریایی از معرفت است .فرامین او را مو به مو اجرا كنید تا خداوند از شما راضی باشدزیرا او ولی فقیه است و در نزد خدا ارزش والایی دارد.
*3-هر چه پول دارم اول بدهی مكه مرا به پیگیری سپاه تهران (ستاد مركزی)بدهید و بقیه را همسرم هر طور خواست خرج كند.
*4-ملت ما ملت معجزه گر قرن است و من سفارشم به ملت تداوم بخشیدن به راه شهیدان و استعانت به درگاه خداوند است تا این انقلاب را به انقلاب حضرت مهدی(عجل الله تعالی فرجه الشریف) وصل نماید و در این تلاش پیگیر مسلما نصر خدا شامل حال مومنین است.
*5-از مادر و همه فامیل و همسرم اگر به خاطر من بی تابی كنند راضی نیستم.مرا به خدا بسپارید و صبور و شجاع باشید.
حقیر حاج همت

+ نوشته شده در  دوشنبه دوازدهم بهمن 1388ساعت 2:45  توسط فدایی آقا  | 
 

 

بسم الله الرحمن الرحيم

هرچه داریم از شهدا داریم و انقلاب حاصل خون شهیدان است.

هرشب ستاره ای را به زمین می کشند و باز این آسمان غمزده غرق ستاره است.مادر جان ! می دانی تور را بسیار دوست دارم و می دانی که فرزندت چقدر عاشق شهادت و عشق به شهیدان داشت .مادر ! جهل حاکم بر یک جامعه انسان ها را به تباهی می کشد و حکومت های طاغوت مکمل این جهلند و شاید قرن ها طول بکشد که انسانی از سلاله ی پاکان زاییده شوند و بتوانند رهبری یک جامعه ی سر در گم و سر در لاک خود فرو برده را دردست گیرد و امام تبلور سلاله ی ادامه دهندگان راه امامت و شهامت وشهادت است.مادر جان ! به خاطر داری که من برای یک اطلاعیه ی امام حاضر بودم بمیرم؟کلام او الهام بخش روح پر فتوح اسلام در سینه و وجود گندیده ی من بوده وهست .اگر من افتخار شهادت داشتم از امام بخواهید برایم دعا کنندتا شاید خدا من روسیاه را در درگاه با عظمتش به عنوان یک شهید بپذیرد .مادر جان ! من متنفر بودم وهستم از انسان های سازشکار و بی تفاوت و متاسفانه جوانان که شناخته کافی از اسلام ندارند و نمی دانند برای چه زندگی می کنند و چه هدفی دارند و اصلا چه می گویند بسیارند .ای کاش به خود می آمدند .از طرف من به جوانان بگویید چشم شهیدان و تبلور خونشان به شما دوخته است به پا خیزید و اسلام را و خود را دریابید .نظیر انقلاب اسلامی ما در هیچ کجا پیدا نمی شود نه شرقی نه غربی.اسلامی که : اسلامی ... ای کاش ملت های تحت فشار مثلث ( زور و زر و تزویر ) به خود می آمدند و آنها نیز پوزه استکبار را بر خاک می مالیدند. مادر جان ! جامعه ی ما انقلاب کرده و چندین سال طول می کشد تا بتواند کم کم صفات و اخلاق طاغوت را از مغز انسان ها بیرون برد ولی روشنفکران ما به این انقلاب بسیار لطمه زدند زیرا نه آن را می شناختند و نه برایش زحمت و رنجی متحمل شده بودند. از هر طرف به این نونهال آزاده ضربه زدند ولی خداوند مقتدر است .اگر هدایت نشدند مسلما مجازات خواهند شد .پدر و مادر من ! من زندگی را دوست دارم ولی نه آنقدر که آلوده اش شوم و خویشتن را گم و فراموش کنم .علی وار زیستن و علی وار شهید شدن حسین وار زیستن و حسین وار شهید شدن را دوست دارم .الگوی جاوید یک مومن از بند هوی و هوس رستن است و من این الگو را نیز دوست داشتم .شهدات در قاموس اسلام کاری ترین ضربات را بر پیکر ظلم و جور و شرک و الحاد می زند و خواهد زد و تاریخ اسلام این را ثابت کرده است .پدر ! ما فردا می رویم به جنگ با انسانها یی که چون کفار در صدر اسلام نمیدانند چرا و برای چه می جنگند جنگ با دموکرات یا در حقیقت آلت دست بعث بغدادعراق .ببین ما به چه روزی افتاده ایم و استعمار چقدر جامعه ی ما را به لجن زار کشیده است ولی چاره ای نیست . اینها سد راه انقلاب اسلامی اند پس سد راه اسلام . باید برداشته شوند تا راه تکامل طی شود .مادر جان ! به خدا قسم اگر گریه کنی و به خاط من گریه کنی اصلا از تو راضی نخواهم بود . زینب وار زندگی کن و مرا نیز به خدا بسپار ( اللهم ارزقنا توفیق الشهاده فی سبیلک )

اسلام دین مبارزه و جهاد است و در این راه احتیاج به ایمان و ایثار و استقامت است .خواهران و برادرانم و همچنین پدرم ! مرا ببخشید و از آنها می خواهم که راهم را ادامه دهند .

والسلام - محمد ابراهیم همت

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و هفتم دی 1388ساعت 21:43  توسط فدایی آقا  | 

رهسپاریم با ولایت تا شهادت.

اني سلم لمن سالمكم يا خميني و حرب لمن حاربكم يا خميني.

به دستور آقا آرام هستيم تا ابلاغ دستور جهاد.

مرگ بر ضد ولايت فقيه.

 

 

 

 

 

 

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و دوم آذر 1388ساعت 18:6  توسط فدایی آقا  | 

بسم الله القاصم الجبارین

راه ما راه سید الشهداست و آنان که پای یقین در این راه نهاده اند آرزوی سر باختن دارند تا به ذبیح الله اعظم از همه نزدیک تر شوند.

                                                       (سید شهیدان اهل قلم مرتضی آوینی)

 

(در دیدار فرمانده کل سپاه با ۳۱۳ مسئول بسیج دانشجویی دانشگاه ها)

 سر لشکر جعفری :

  • هرگز با قانون شکنان و مخالفان آرای ملت نمی توان طرح وحدت ریخت.
  • فتنه های اخیر سخت تر از هشت سال جنگ تحمیلی بود
  • مهمترین وظیفه کنونی انقلابیون روشنگری است
  • امروز کسانی که طرح وحدت ملی را مطرح می کنند که خودشان بر خلاف آن عمل میکنند

  • با کسانی که به رای مردم تمکین نکرده و مدعی تقلب هستند نمیتوان وحدت کرد

  • خواصی که بعد از انتخابات به اشتباه سکوت کردند الآن نیز سکوت کنند

  • روشنگری در فضای دانشگاه ها اهمیت مضاعف دارد

 

  • فرماندهان جوان جبهه جنگ نرم باید به عرصه های سیاسی و فرهنگی این میدان آشنا شده و با شناسایی مصادیق اقدام و عمل خود- در هر مکانی که هستند عکس العمل های مناسب نشان داده و روشنگری کنند و منتظر دستور مسئولین بالا دست نباشند.

  • سردار جعفری در پاسخ به سوال یکی از دانشجویان در خصوص ارتباطات سید محمد خاتمی با بنیاد سوروس اظهار داشت: این مورد نیز مانند بسیاری از تخلفات دیگری است که وی انجام داده است اما گذشت زمان بسیار تعیین کننده خواهد بود وامیدواریم شرایطی برای اجرای حق و عدالت در کشور فراهم شود.

حتما بقیه را در ادامه مطلب بخوانید....

 

 

 

 

 

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه دهم آذر 1388ساعت 11:6  توسط فدایی آقا  | 

بسم رب الشهدا و الصدیقین

 

ما هر چه داریم از شهدا است.راه شهدا و قدم هایی که آنها برداشته اند مثل روز روشن است.

                                      (سردار سر لشکر پاسدار شهید احمد کاظمی)

 

پاسداران وبسیجیان خدا قوت.....

 

سردار ذوالقدر:

مقام معظم رهبری از عملکرد سپاه وبسیج در ماههای گذشته رضایت دارند.

جانشین فرمانده سپاه محمد رسول الله (ص)تهران بزرگ با بیان اینکه مقام معظم رهبری از عملکرد پاسداران و بسیجیان در ماههای گذشته رضایت داشتند گقت:در این ایام که بنا بر فرمایشات معظم له بسیاری از نخبگان مردود شدند پاسداران وبسیجیان این سعادت را داشتند تا از دو آزمون بزرگ سر بلند بیرون بیایند.

سردار ذوالقدر گقت:در این دو آزمون اول توانستیم صراط مستقیم را به خوبی بشناسیم ودوم اینکه توانستیم فتنه را بخشکانیم.

 جانشین فرمانده سپاه محمد رسول الله (ص) افزایش دانش و بصیرت پاسداران و بسیجیان را در راس امور دانست وگفت:در ایامی که شناختن دشمن وتشخیص حق از باطل اینقدر دشوا شده و در روزهایی که عده ای نام امام راحل را یدک می کشند اما در عمل ازآرمانهای او که استکبار ستیزی و فریاد مرگ بر اسراییل بوده تبری می جویند هیچ چیز غیر از مطالعه وبالا بردن بصیرت ودانش نمیتواند به یک پاسدار کمک کند.

 

 

+ نوشته شده در  شنبه هفتم آذر 1388ساعت 23:50  توسط فدایی آقا  | 
 بسم الله الرحمن الزحیم

ما مرد جنگیم واز جنگ نمیهراسیم    (امام خمینی ره)

زندگینامه سردار خیبر-فاتح قلبها حاج محمد ابراهیم همت

                   دوکوهه السلام ای خانه عشق   

در دوازدهم فروردين سال 1334، در خطة ذوق پرور اصفهان، در شهر قمشه، فرزندي مبارك از مادرزاده شد كه مايه افتخار و سربلندي ديار خود شد.

ابراهيم، قبل از اين‌كه چشم به جهان هستي بگشايد، آنگاه كه جنيني ناتوان در رحم مادر بود، به همراه پدر و مادر و خانواده‌اش راهي سرزمين خون و شهادت -كربلاي معلي- شد. او در كربلاي حسيني، با تنفس مادر، بوي خون و شهادت را استشمام كرد و تربت مطهر حضرت اباعبدالله‌الحسين(ع) جان و روانش را عاشورايي كرد. آزادگي، حريت، شهامت، شجاعت، تسليم، رضا، ادب و معصوميت تحفه‌هايي بود كه در آن سرزمين الهي در وجود او شكوفه كرد.

محمدابراهيم در سايه محبتهاي پدر و مادر پاكدامن، وارسته و مهربانش دوران كودكي را سپري كرد. اين دوران نيز همانند زندگي بسياري از كودكان هم سن و سال او طبيعي گذشت.

مادرش مي‌گويد كه ابراهيم در پنج سالگي به نماز ايستاد و به مسجد رفت و پدرش به ياد مي‌آورد وقتي به سن ده سالگي رسيد، سوره مباركه يس و تعدادي از سوره‌هاي قرآن را فراگرفته بود.

با رسيدن به سن هفت سالگي وارد مدرسه شد. در دوران تحصيل از هوش و استعداد فوق‌العاده‌اي برخوردار بود، به طوري كه توجه همه را به خود جلب مي‌كرد.

ابراهيم از همان سنين كودكي و هنگام فراغت از تحصيل، به ويژه در تعطيلات تابستان، با كار و تلاش فراوان مخارج تحصيل خود را به دست مي‌آورد و از اين راه به خانواده زحمت‌كش خود نيز كمك مي‌كرد. او با شور و نشاط و محبتي كه داشت، به محيط گرم خانواده صفا و صميميت دو چندان مي‌بخشيد.

پس از اتمام دوران ابتدايي و راهنمايي، وارد مقطع دبيرستان شد. او در دوران تحصيلات متوسطه اشتياق فراواني به رشته داروسازي نشان مي‌داد. گرچه وضع مالي پدرش در آن حد نبود كه بتواند براي فرزند علاقه‌مندش بعضي لوازم پزشكي را تهيه كند، با اين حال از آنچه برايش مقدور بود، دريغ نمي‌ورزيد. خود ابراهيم نيز با مبلغ اندكي كه از كار در مزرعه يا جاي ديگر به دست مي‌آورد، توانسته بود بخشي از امكانات مورد نيازش را فراهم كند.

در سال 1352 ديپلم گرفت و در كنكور سراسري شركت كرد. خانواده‌اش آرزو داشتند نامش را در ليست پذيرفته‌شدگان دانشگاه ببينند ولي چنين نبود. وقت اعلام نتايج، اسم ابراهيم در صدر اسامي ذخيره‌ها قرار داشت. پس از پايان مهلت ثبت نام و انصراف برخي از دانشجويان، انتظار مي‌رفت كه اين‌بار ابراهيم به دانشگاه راه يابد ولي در كمال تعجب ديده شد كه اسامي تني چند از ذخيره‌ها كه رتبه آنها پايين‌تر از وي بود، اعلام گرديد ولي از نام او نشاني نيست.

پس از آن، ابراهيم تلاش بسياري كرد؛ اعتراض كتبي نوشت و جر و بحث زيادي كرد ولي به دليل نفوذ صاحب منصبان آن زمان در آموزش عالي راه به جايي نبرد و حق او ضايع شد.

عدم موفقيت ابراهيم در ورود به دانشگاه نتوانست خللي در ارادة او به وجود آورد. در همان سال، پس از قبولي در امتحانات ورودي «دانشسراي تربيت معلم اصفهان» براي تحصيل عازم اين شهر شد.

دو سال بعد، با اتمام تحصيل، به خدمت سربازي رفت؛ اگر چه راضي نبود زير پرچم رژيمي كه مخالف آن بود دو سال عمر گرانبهاي خود را تلف سازد. بنا به گفته خودش، تلخترين دوران جواني او همان دوران سربازي بود. در همين مدت توانست با برخي از جوانان روشنفكر و انقلابي مخالف رژيم ستم شاهي آشنا شود و به تعدادي از كتابهايي كه از نظر ساواك و دولت آن روز ممنوعه به حساب مي‌آمد، دست يابد. مطالعه آن كتابها كه به طور مخفيانه و توسط برخي از دوستان برايش فراهم مي‌شد، تاثيري عميق و سازنده در روح و جان او گذاشت و به روشنايي انديشه‌اش كمك شاياني كرد.

در سال 1356، پس از بازگشت به زادگاه و آغوش گرم و پرمهر خانواده، شغل معلمي را برگزيد. او در روستاهاي محروم و طاغوت‌زده مشغول تدريس شد و به تعليم فرزندان اين مرز و بوم همت گماشت. ابراهيم، در روزگار معلمي، با تعدادي از روحانيون متعهد و انقلابي آشنا شد و در اثر همنشيني با علماي اسلامي مبارز، با شخصيت ژرف حضرت امام خميني(ره) آشنايي بيشتري پيدا كرد و نسبت به آن بزرگوار معرفتي عميق در وجود خود ايجاد كرد.

هر روز آتش عشق به امام(ره) در كانون جانش شعله‌ور مي‌شد. او سعي وافري داشت تا عشق و علاقه به امام(ره) را در محيط درس گسترش دهد و جان دانش‌آموزان را كه ضميرشان به صافي آب و آيينه بود، از عشق «روح‌الله» لبريز سازد.

او در خصوص امام(ره) و احكام مترقي اسلام همواره به بحث مي‌نشست و دانش‌آموزان را به مطالعة كتابهاي سودمند و روشنگر ترغيب مي‌نمود. همين امر سبب شد كه در چندين نوبت از طرف ساواك به او اخطار شد لكن روح سركش و بي‌باك او به همة آن اخطارها بي‌توجه و بي‌اعتنا بود. او هدف و راهش را بدون تزلزل و تشويش پي مي‌گرفت و از تربيت شاگردان لحظه‌اي غفلت نورزيد.

با گسترده شدن امواج خروشان انقلاب، ابراهيم نيز فعاليتهاي سياسي خود را علني كرد. حضور او در پيشاپيش صفوف تظاهركنندگان و سفر به شهرهاي اطراف براي دريافت و نشر اعلاميه‌هاي رهبر كبير انقلاب و ضبط و تكثير نوارهاي سخنراني ايشان و ساير پيشگامان انقلاب، خاطراتي نيست كه به سادگي از اذهان مردم شهر و اعضاء خانواده و دوستانش محو شود.

وقتي انقلاب به ثمر رسيد و اماكن اطلاعاتي ساواك شهرضا به دست مردم انقلابي فتح شد، پروندة سنگيني از ابراهيم به دست آمد. در اين پرونده بيش از بيست گزارش و خبر مكتوب در تاييد نقش فعال وي در صحنة تظاهرات و شورش عليه رژيم شاه به چشم مي‌خورد كه در صورت عدم پيروزي انقلاب، مجازات سنگيني براي او تدارك ديده مي‌شد. تيمسار «ناجي»، فرمانده نظامي وقت اصفهان، دستور داده بود كه هر جا او را ديدند با گلوله مورد هدف قرار بدهند.

ابراهيم پس از ابراز لياقت در طول مبارزات و فعاليتها، چه قبل و چه پس از انقلاب اسلامي، در تشكيل سپاه پاسداران قمشه نيز نقش چشمگيري داشت. او عضويت در شوراي فرماندهي سپاه پاسداران و مسؤوليت واحد روابط عمومي را به عهده گرفت و فعاليتهاي خود را بعدي تازه بخشيد.

به دنبال غائله كردستان، به شهرستان پاوه عزيمت كرد و مسؤوليت روابط عمومي سپاه آن‌جا را به عهده گرفت. پس از يك سال خدمت در كردستان، به همراه حاج احمد متوسليان، به مكه مشرف شد.

با شهادت «ناصر كاظمي» به فرماندهي سپاه پاوه منصوب شد و تا آغاز جنگ تحميلي در اين سمت باقي ماند.

با شروع عمليات رمضان، در تاريخ 23/4/61 در منطقه شرق

بصره، فرماندهي تيپ 27 محمدرسول‌الله(ص) را به عهده گرفت و بعدها با ارتقاء اين يگان به لشكر، تا زمان شهادتش، در سمت فرماندهي آن لشكر انجام وظيفه كرد.

در عمليات مسلم‌بن‌عقيل(ع) و محرم در سمت فرمانده قرارگاه ظفر، سلحشورانه با دشمن متجاوز جنگيد. در عمليات والفجر مقدماتي، مسؤوليت سپاه يازدهم قدر را كه شامل: لشكر 27 حضرت رسول(ص)، لشكر 31 عاشورا، لشكر 5 نصر و تيپ 10 سيدالشهدا بود، به عهده گرفت.

سرعت عمل و صلابت رزمندگان لشكر 27 تحت فرماندهي او در عمليات والفجر چهار و تصرف ارتفاعات كاني مانگا هرگز از خاطره‌ها محو نمي‌شود.

اوج حماسه آفريني اين سردار بزرگ در عمليات خيبر بود. در اين مقطع، حاج همت تمام توان خود را به كار گرفت و در آخرين روزهاي حيات دنيوي‌اش، خواب و خوراك و هرگونه بهرة مادي از دنيا را برخود حرام كرد و با ايثار خون خود برگي خونين در تاريخ دفاع مقدس رقم زد.

سرانجام، فاتح خيبر -سردار بزرگ اسلام حاج محمدابراهيم همت- در تاريخ 17 اسفندماه سال 1362 در جزيره مجنون به ديدار معبود خويش شتافت و به جمع دوستان شهيدش ملحق شد. روحش شاد و ياد جاودانه‌اش گرامي باد

 

 

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و پنجم آبان 1388ساعت 18:3  توسط فدایی آقا  | 
جوانان...

جوانان نکند که در رختخواب ذلت بمیرید که حسین درمیدان نبرد شهید شد.

                                                                                          (شهید محمد بروجردی)

حاج محمد خیالت راحت.حاجی اکثر جوونای ما تو همین خطن.حاجی ۱۳ ابان امسال نبودی ببینی که این جوونا چیکار کردن.ما که اون موقع که شما وهمرزمات داشتین امریکارو مثل گوجه له میکردین نبودیم ولی حاجی  باسابقه ها میگفتن که ۱۳ ابان امسال با اون سال ها هیچ فرقی نداشت همون شور و همون تفکرات.

تنها فرقش این بود که یه عده ادم بی هویت غرب زده اواره که حالیشون نیست که ایرانیت این مردم با اسلامیتشون یکیه یه سری چرندیات سر هم کردن  که خود این مردم لوطی صفت با غیرت خوب حالشونو گرفتن.

حاجی ما رو دعا کن که تو همین خط بمونیم.حاجی خیالت راحت  بچه بسیجیا فداییهای مولامون سید علی (روحی له الفدا) هستند.

دعامون کن/ چون که تو وجیه عند اللهی.

حاجی دعا کن (مثل یه عده )تو رختخواب ذلت جون ندیم.

خدایا!تا ظهور دولت یار                                  امام ما خامنه ای نگه دار

 

+ نوشته شده در  سه شنبه نوزدهم آبان 1388ساعت 12:48  توسط فدایی آقا  | 

یا زهرا

زنده نگه داشتن یاد شهدا کمتر از شهادت نیست.

                                                   (مقام معظم رهبری)

ای کمیلیان از پیش ما رفته التماس دعا.

یاد عشاق سمن سیما بخیر           یاد مرغان فلک پیما  بخیر.

"الان سه روز است که در محاصره هستیم.آب را جیره بندی کرده ایم-غذا را جیره بندی کرده ایم-یا زهرا مدد" 

(بخشی از خاطرات رزمنده ای از گردان حنظله)

تا بعد.....یا امام رضا.   

+ نوشته شده در  دوشنبه یازدهم آبان 1388ساعت 17:49  توسط فدایی آقا  |